پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی چیست ؟
زندگی برخی از افراد، سراسر زیبایی است. تعبیر من از برندسازی شخصی یک زندگی زیبا به همراه خلق زیبایی برای دیگران است. یک زندگی که از تمامی لحظات آن لذت میبرید و دوستان، خانواده، همکاران و هواداران شما هم از کنار شما بودن و از شما شنیدن لذت میبرند. البته ممکن است افرادی هم منتقد شما باشند و یا از موفقیتهای شما ناراحت شوند.
چه زمانی باید برندسازی شخصی را آغاز کنم؟
اگر نگاه ایدهآلگرا به برندشخصی داشته باشیم ممکن است هیچوقت به دنبال آن نرویم. برندسازی شخصی صرفاً متعلق به هنرپیشهها، خوانندگان، ورزشکاران و سیاستمداران نیست. لازم نیست کل مردم ایران یا کل دنیا شما را بشناسند. فقط لازم است افرادی که به مهارتهای شما نیاز دارند شما را بشناسند و قبول داشته باشند. همچنین لازم نیست ابتدا به شخص فوق حرفهای و بسیار موفق در حوزه خود تبدیل شوید و سپس اقدام به برندسازی شخصی کنید. ازنظر من، تنها اگر به مرحله خوبی از خودشناسی برسید میتوانید برندسازی شخصی را آغاز کنید. بنابراین شروع برندسازی شخصی، پیششرط خاصی ندارد فقط باید قبل از اقدامات اجرایی، به درک و شناخت خوبی از علایق، استعدادها و تواناییهای خود برسید.
تا چه زمانی باید به برندسازی شخصی ادامه دهم؟
ازنظر من برندسازی شخصی یک مقصد نیست. مانند برند مدیاک رسیدن به نقطه اوج موفقیت و شهرت نیست. بلکه یک مسیر است. یک مسیر برای پیمودن زندگی به شیوه درست. یک سبک زندگی است که شما این توانایی را پیدا میکنید که هم به کار موردعلاقه خود بپردازید و هم در این کار موفق شده و کسب درآمد و شهرت کنید. بسیاری از مردم از این سبک زندگی میترسند. به دلیل اینکه فکر میکنند اگر به کار موردعلاقه خود بپردازند نمیتوانند درآمد کافی کسب کنند. من این جمله شکسپیر را خیلی دوست دارم. او میگوید تردیدها به ما خیانت میکنند. گاهی اوقات ما تردید داریم که به کار موردعلاقه خود بپردازیم. چون میترسیم.
تابهحال به ریشه این ترسها و تردیدها فکر کردهاید؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که افرادی را دیدهایم که به این مسیر رفتهاند و شکستخوردهاند. بله درست است. هر فردی که به دنبال کار موردعلاقهاش برود صرفاً پیروز و موفق نمیشود. ممکن است حتی بهشدت شکست بخورد. به دلیل اینکه قواعد کار را نمیداند. اگر ما قواعد برندسازی شخصی را ندانیم شکست میخوریم.
آیا برندسازی شخصی صرفاً یک سری اقدامات اجرایی هست؟
برندسازی شخصی از زمانی شروع نمیشود که شما تصمیم میگیرید کاری که به آن علاقه ندارید را رها کنید و به کار موردعلاقه خود بپردازید. مسیر توسعه برند شخصی از زمانی شروع میشود که شما ذهن خود را نسبت به شیوه زندگیتان تغییر میدهید. ممکن است اگر امروز دیدگاهتان را نسبت به سبک زندگیتان عوض کنید، تغییرات زندگی شما از چند سال بعد آغاز شود، اما ذهن شما از همین امروز شروع به توسعه برند شخصی شما کرده است. بنابراین من دوست دارم به برندسازی شخصی بیشتر بهعنوان یک فلسفه ذهنی نگاه کنید تا انجام یک سری اقدامات اجرایی. زمانی که نگاه خود را به زندگی تغییر دهید، فعالیتها و اقدامات شما نیز بهمرور تغییر میکنند.
منظور از برندِ اصیل چیست؟
یکی از اصول جداییناپذیر برندسازی شخصی تعهد است. تعهد به ذهنیتی که دیگران از ما دارند. ما اجازه نداریم در خلوت خودمان، خلاف تصور ذهنیای که دیگران از ما دارند عمل کنیم. نفاق و دورویی بههیچوجه پذیرفته نیست مانند برند ژولی پولی . اصلاً نیازی نیست طوری خودمان را نشان دهیم که همه مردم ذهنیت خوبی از ما داشته باشند. فقط کافی است صفات خود و استعدادهای خودمان را پیدا کنیم و آنها را پرورش دهیم. در برندسازی شخصی توجه بیش اندازه به نقاط ضعفمان اهمیت چندانی ندارد. قرار نیست ما در همه زمینهها خوب باشیم.
چیزی که برند شخصی شمارا زیبا و باورپذیر و اصیل میکند هارمونی است. کلام شما، رفتار شما، ظاهر و لباس شما و سبک زندگی شما باید با یکدیگر در هارمونی و هماهنگی کامل باشند. هراندازه که تناقض در شما بیشتر باشد، اصالت برند شخصی شما کاهش مییابد.
نمایشگر ویدیو
00:00
07:54
برندسازی شخصی همانند ساختن یک بنای زیبا است. بنابراین نیاز دارید چهارستون اصلی بنای منحصربهفرد خود را بشناسید:
4اصل
ستون اول: خودشناسی و کسب مهارت
اکثر افراد مهارت خاصی ندارند که آنها را نسبت به دیگران متمایز کند. اگر شما این مهارت خاص را دارید پس ستون اول ساختمان برند شخصی شما محکم بناشده است. اگر شما مهارت متمایزکننده خاصی نسبت به دیگران ندارید بهتر است از همین امروز دستبهکار شوید.
اگر از همین لحظه دستبهکار شدهاید مطمئناً این سؤال بزرگ ذهن شما را درگیر کرده است!
من در چه زمینهای باید مهارت خود را توسعه بدهم؟
پرسش ۴ جمله زیر اشتباه بزرگی است که بسیاری از افراد مرتکب آن میشوند. مراقب باشید شما در دام این اشتباه بزرگ نیافتید. بسیاری از افراد وقتی میخواهند یک مهارت خاص را پیداکرده و در آن زمینه خود را پرورش دهند، این سؤالات به ذهنشان میآید:
۱- چه مهارتی درآمدزایی بیشتری دارد؟
۲- چه مهارتی کلاس اجتماعی بالاتری دارد؟
۳- کسب چه مهارتی ریسک کمتری دارد؟ (یعنی آزمایش خود را پس داده و هر فردی آن مهارت را کسب کرده موفق شده است)
۴- چه مهارتی را سریعتر میتوان کسب کرد؟
اشتباه این افراد چیست؟ چرا با این طرز فکر موفق نمیشوند؟ این افراد بهجای اینکه به تواناییهای درونی خود نگاه کنند مدام به این موضوع فکر میکنند که دیگران چگونه موفق شدهاند. اگر دیگران درزمینۀ خاصی موفق شدهاند حتماً استعداد و علاقه زیادی نسبت به آن داشتهاند. اگر شما در زمینهای استعداد ندارید و وارد جنگ با افرادی شوید که استعداد زیادی در آن زمینهدارند، قطعاً شکست میخورید و هیچگاه نمیتوانید متمایز شوید. زیرا کاری که آنها در یک روز انجام میدهند شما به دلیل برخورداری از استعداد کمتر، اگر خیلی به خودتان سختی دهید حداکثر در ۳ روز میتوانید انجام دهید. پس همیشه از رقبای بااستعداد خود عقب هستید.
چگونه اولین گام توسعه برند شخصیام را محکم بردارم؟
جواب شوال شما خودشناسی است. بجای اینکه به بیرون نگاه کنید و به دنبال این بگردید که دیگران از چه طریقی موفق شدهاند، بهتر است به درون خود نگاه کنید. با توجه به شناختی که نسبت به خود دارید بررسی کنید در چه زمینههایی استعداد دارید و به انجام چهکارهایی علاقهمند هستید.
سؤال اول: از کجا بفهمم در زمینهای استعداد دارم؟
به گذشته خود نگاه کنید و ببینید چهکاری را بهتر و راحتتر و سریعتر از دیگران انجام دادهاید. اگر چیزی به ذهنتان رسید، قطعاً استعداد شما در آن زمینه از دیگران بیشتر است. پس زمان را از دست ندهید و هرروز در زمینهای که استعداد دارید تمرین کنید و مهارت خود را افزایش دهید.
سؤال دوم: اگر استعداد خودم را پیدا نکردم چهکار کنم؟
به این فکر کنید که به چهکاری علاقه دارید. ممکن است موضوعی را پیدا نکنید که در آن بهتر، راحتتر و سریع تراز دیگران عمل میکنید. اما جای نگرانی نیست. به این فکر کنید که چهکاری را با شور و شوق و علاقه انجام میدهید. دستبهکار شوید و درزمینۀ موردعلاقه خود مهارت کسب کنید. شاید بعداً متوجه شوید که در این زمینه استعداد شما نیز نسبت به دیگران بیشتر است.
سؤال سوم: اگر به هیچ زمینهای علاقه نداشتم چهکار کنم؟
به این فکر کنید که انجام چهکارهایی برای شما خستهکننده است. چهکارهایی را با اکراه انجام میدهید. در انجام چه فعالیتهایی زمان برای شما دیر میگذرد و دوست دارید هر چه زودتر از انجام آن کار خلاص شوید. برای تمامی این کارهای خستهکننده، لیست سیاه تهیه کنید و وقتیکه تصمیم گرفتید مهارتی را در خود پرورش دهید، بررسی کنید که آن مهارت جزو لیست سیاه شما نباشد. جای نگرانی نیست. فقط کاری را انجام دهید که جزو لیست سیاه شما نیست. مطمئن باشید پس از کمی پیشرفت علاقه شما در آن زمینه بیشتر میشود و ممکن است نشانههایی از استعداد و نبوغ را نیز پس از مدتی، در آن زمینه در خود ببینید.
جمله زیبای آقای دارن هاردی در مورد برند شخصی:
برند شخصی شما همان تصویر شفاف، مثبت و قدرتمندی است که هرگاه دیگران به شما فکر میکنند، به ذهنشان خطور میکند.
شما میتوانید ویدئو صحبت ۵ دقیقهای ایشان در مورد برندسازی شخصی را با زیرنویس فارسی در وبسایت آپارات مشاهده فرمایید.
ستون دوم: زیباییشناسی
شما هم جزو افرادی هستید که فکر میکنند اگر در یک زمینه متخصص میشوند به کامیابی میرسند؟
به نظر من شما باهوشتر هستید چون قطعاً افراد متخصص زیادی را دیدهاید که به ثروت و شهرت و کامیابی نرسیدهاند.
چرا برخی از افراد متخصص رستگار نمیشوند؟
به دلیل اینکه فکر میکنند بهجای ۴ ستون، میتوانند ساختمان برند شخصی خود را تنها روی یک ستون بنا کنند. داشتن مهارت و تخصص تنها نقش یک ستون را ایفا میکند و اگر به موارد دیگر توجه نکنید برند شخصی شما فرومیریزد.
یک فرد متخصص برای جلوگیری از فروپاشی برند شخصی خود در گام بعدی چهکاری باید انجام دهد؟
یک فرد متخصص باید علم زیباییشناسی را یاد بگیرد و به آن توجه کند. یک فرد متخصص باید زیبا حرف بزند، زیبا لباس بپوشد، زیبا رفتار کند و اگر محصول یا خدماتی ارائه میدهد، به زیباتر شدن آن فکر کند.
آیا این بیت شعر معروف از سعدی متناقض با برندینگ شخصی است؟
صورتِ زیبایِ ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرتِ زیبا بیار
من هم کاملاً با این کلام سعدی موافقم. درواقع اگر باطن شما خوب نباشد هراندازه که بهظاهر خود توجه کنید ارزشی ندارد. ویژگی مشترک تمامی افراد کلاهبردار این است که ظاهر خوبی دارند اما باطن خوبی ندارند.
جمله معنی دار محمد رضا شعبانعلی در مورد اولویت زیبایی شناسی در برند سازی شخصی:
باید بدنی باشد تا برایش به دنبال لباسی بگردیم.
سؤال اصلی در برندسازی شخصی این است که اگر ما فردی بسیار متخصص با خصوصیات اخلاقی خوب بودیم آیا لازم است که به امور ظاهری بپردازیم؟
جواب: قطعاً لازم است.
چه منصفانه باشد چه نباشد، در برخوردهای اولیه، افراد بر اساس ظاهر و نحوه لباس پوشیدن و صحبت کردن ما دربارهمان قضاوت میکنند. خصوصیات اخلاقی و رفتاری ما در بلندمدت برای دیگران آشکار میشود اما در برخوردهای اولیه، ظاهر زیبا و آراسته ما باعث ایجاد ذهنیت مثبت در دیگران میشود. اگر در برخوردهای اولیه تأثیر خوبی روی دیگران نگذاریم، بسیاری از فرصتهای خوبی که در آینده ممکن است برای ما پیش بیاید، از بین میروند.
ستون سوم: تولید و انتشار محتوای تخصصی
فرض کنید شما فردی بسیار متخصص و حرفهای هستید و به زیبایی ظاهر خود نیز اهمیت میدهید اما فقط مدیر شما از تواناییهایتان اطلاع دارد. به نظر شما چه سرنوشتی در انتظار شماست؟ بگذارید من جواب این سؤال را بدهم: بدون اینکه به آرزوهای خود برسید روزی فرامیرسد که در گمنامی خواهید مرد.
اگر حافظ، اشعاری که به ذهنش میرسید تنها برای همسر خود بازگو میکرد و هیچ اقدامی برای جمعآوری و انتشار آن انجام نمیداد، قطعاً در گمنامی چشم از دنیا فرومیبست.
از همین امروز در هر زمینهای که تخصص دارید محتوا تولید کنید. این محتوا میتواند بهصورت متن، صوت، ویدئو، عکس و یا اینفوگرافیک باشد. سپس دانش خود را در وبسایت و یا رسانههای اجتماعی از قبیل اینستاگرام، لینکداین، فیسبوک و … منتشر کنید.
به راهکارهایی فکر کنید که میتوانید با استفاده از آنها مهارتهای خود را به دیگران معرفی کنید. اگر این کار را بهخوبی انجام دهید، به شکل معجزهآسایی فرصتهای طلایی خود را به شما نشان خواهند داد.
زمینه کاری من کاملاً تخصصی است درحالیکه صفحات و اینستاگرام و فیسبوک من برای ارتباط با دوستان و خانوادهام است. مطالب تخصصی خود را چگونه منتشر کنم؟
اگر در یک صنعت خاص فعالیت میکنید و تولید محتوا درزمینۀ تخصصیتان برای عموم مردم کاربرد ندارد، اقدامات زیر را جهت انتشار دانش خود بهکارگیرید:
اقدام اول:
یک وبسایت شخصی طراحی کنید. برای این کار لازم نیست هزینه بالایی بپردازید! یکهاست و یک دامین خریداری میکنید و از شرکت ارائهدهنده هاست میخواهید که سیستم مدیریت محتوا وردپرس را بر رویهاست شما نصب کند. پسازآن قادر هستید بهراحتی مطالب خود را بر روی سایت شخصیتان آپلود کنید.
پس از قرار دادن مطالب تخصصی در وبسایت خود، لینک دسترسی به مطالب را برای تمام افرادی که در حوزه کاری شما هستند از طریق اساماس و یا ایمیل ارسال کنید و از آنها درخواست کنید که به وبسایت شما مراجعه کنند.
اقدام دوم:
اگر عضو شبکه لینکداین نیستید، ابتدا در این سایت عضو شوید: www.linkedIn.com. این سایت جهت برقراری ارتباط با دیگران در فضای کسبوکار طراحیشده است. میتوانید حوزه تخصصی خود را در قسمت جستوجوی سایت وارد کنید تا موتور جستجوی آن تمامی افرادی که در این سایت عضو هستند و در حوزه تخصصی شما فعالیت میکنند را به شما نشان دهد. سپس میتوانید با این افراد ارتباط گرفته و مطالب تخصصی خود را برای آنها ارسال کنید تا با تواناییهای شما آشنا شوند.
هراندازه افراد بیشتری از تواناییهای شما مطلع باشند، شانس موفقیتتان بیشتر میشود.
ستون چهارم: بازاریابی و تبلیغات
تبلیغات
برای ساخت برند شخصی قدرتمند، باید چهار ستون بنای شما محکم باشد.
فرض کنید درزمینۀ تخصصیتان کاملاً حرفهای هستید، در برخوردهای اولیه تأثیر بسیار خوبی روی دیگران میگذارید و دانش خود را نیز بهطور مرتب برای علاقهمندان منتشر میکنید؛ اما این موارد تضمینی برای موفقیت شما نیستند! به این دلیل که یکی از چرخهای ماشینِ برندینگ شخصی شما پنچر است. وقتی یکی از چرخهای اتومبیل پنچر باشد، حرکت اتومبیل بسیار کند میشود. وقتی شما بازاریابی و تبلیغات برای برند شخصی خود انجام ندهید، روند موفقیت شما بسیار کند خواهد بود.
چگونه درزمینۀ برند سازی شخصی بازاریابی انجام دهم؟
قدم اول در بازاریابی، تحقیقات بازار است. افراد موفق درزمینۀ تخصصی خود را پیدا کنید. این افراد رقبای اصلی شما هستند. پس از مشخص کردن رقبا به تحلیل هریک از آنها بپردازید تا بفهمید نقاط ضعف و قوت آنان در چیست. سپس فصل مشترکِ نقاط ضعف رقبای خود را پیدا کنید و تلاش کنید در آن زمینه قدرتمند شوید. با این کار میتوانید نسبت به رقبای خود متمایز شوید. اگر نسبت به همتایان خود مزیت رقابتی نداشته باشید، تبدیلشدن به یک برند شخصیِ ممتاز، ممکن است غیرممکن باشد.
چگونه درزمینۀ برندسازی شخصی تبلیغات انجام دهم؟
خجالت را کنار بگذارید و قدم اول را بردارید. در مورد تواناییهای خود با دیگران صحبت کنید. منتظر نباشید که دیگران برای شما تبلیغ کنند. این باور اشتباه که تعریف از خود نشانه خودپسندی است را فراموش کنید. اگر اعتمادبهنفس لازم را نداشته باشید که در مورد تواناییهایتان صحبت کنید، دیگران به شما اعتماد نخواهند کرد. حتی ممکن است از قابلیتهای فردی شما مطلع نشوند.
برای برندسازی شخصی خود پولخرجکنید.
برای اینکه افراد زیادی شما را بشناسند باید برای تبلیغات خود هزینه کنید.
چند روش تبلیغاتی برای توسعهٔ ارتباطات با دیگران:
– اگر وبسایت دارید و مطالب تخصصی را در آن منتشر میکنید، از سامانهٔ ایمیل مارکتینگ برای اطلاعرسانی به افراد در حوزه خود استفاده کنید.
– با پرداخت هزینه تبلیغات به گوگل در سامانهٔ گوگل ادوردز، کلیدواژههای مرتبط با تخصص خود را تعریف کنید تا در صدر نتایج جستجو نمایش داده شوید.
– با پرداخت هزینه جهت SEO وبسایت، مطالب وبسایت را برای موتورهای جستجو بهینهسازی کنید و در صدر نتایج جستجو، نمایش داده شوید.
– در مجلات تخصصی، مهارت خود را تبلیغ کنید.
– با فعال کردن عضویت پولی در لینکداین، میتوانید به شکل بهتری با افراد متخصص حوزه خود ارتباط برقرار کنید و حتی به افرادی که شما را نمیشناسند و در شبکه ارتباطی شما نیستند ایمیل ارسال کنید.
با تقویت ۴ ستون برند شخصی خود میتوانید بهسرعت به موفقیت برسید؛ البته لازم است کمی صبور باشید. پروسه برندسازی شخصی همانند یک پروژه نیست که در زمان مشخصی شروع شود و در زمان مشخصی به پایان برسد، انتظار نداشته باشید که راه صدساله را در یکشب طی کنید. بهمرور شاهد توسعه برند شخصیتان خواهید بود.
اگر تا این لحظه از مطالب این مقاله لذت بردهاید به شما پیشنهاد میکنم کتاب من با عنوان رستاخیز برند شخصی را نیز مطالعه کنید.
کتاب رستاخیز برند شخصی
۳ توصیه در مورد رویکرد شما به کسبوکار
۱- بپذیرید که شما رئیس هستید
اگر شما جزو افرادی هستید که برای شرکت یا سازمانی کار میکنید احتمالاً این ذهنیت که شما رئیس هستید در ذهنتان بسیار کمرنگ است. اگر ذهنیت شما اینطور شکلگرفته که برای فرد یا سازمان دیگری کار میکنید بنابراین شور شوق بسیار کمتری را در زندگی تجربه میکنید. برای به دست آوردن شور شوق در زندگی صرفاً لازم نیست که کسبوکاری شخصی راهاندازی کنید. فقط کافی است ذهنیت خود را از یک کارمند به یک رئیس تغییر دهید. باید بپذیرید که سکاندار کشتی، شما هستید و مسئولیت تمامی اتفاقاتی که در زندگیتان میافتد بپذیرید. اگر کارمند هستید، به این باور برسید که شما یک شرکت هستید که خدماتی را تولید میکند (این خدمات همان فعالیتهایی است که شما در ساعات کاری خود انجام میدهید) و این خدمات را به مدیرعامل شرکتی که در حال حاضر در آن مشغول به کار هستید به ازای یک قرارداد با پرداختهای ماهیانه میفروشید. به این طرز فکر اعتماد به نفس و شور و شوق شما در کار بسیار بیشتر میشود.
۲- دوران خدمت گذاری ۳۰ ساله تمامشده
در دهههای گذشته وقتی افراد به استخدام یک شرکت درمیآمدند به مدت ۳۰ سال در همان شرکت میماندند تا درنهایت از همان شرکت بازنشسته شوند. در حال حاضر میانگین حضور یک فرد در یک شرکت حدود ۳ الی ۴ سال است. بعضیها از این اتفاق میترسند اما این روند ایجادشده یک فرصت بینظیر برای شما به وجود میآورد تا فرصتهای جدید را تجربه کنید و برند شخصیتان را توسعه دهید. شما میتوانید انتخابکننده باشید و تصمیم بگیرید که در چه سازمانی کارکنید. به شرطی که بتوانید مهارتهای خود را همواره توسعه دهید و ارتباطات خود را با افراد همصنف خود تقویت کنید.
۳- با توسعه برند شخصی، خود را برای دنیای پر از تغییرات آماده کنید
در زمانهای گذشته اگر فردی کسبوکار موفقی داشت معمولاً به این فکر میکرد که فرزند و نوه او نیز همین شغل خانوادگی را ادامه میدهند و بهصورت نسل به نسل، کسبوکار او ادامه خواهد داشت. اما امروزه صاحب یک کسبوکار موفق، حتی نمیتواند مطمئن باشد که تا ۵ سال آینده، کسبوکار او پابرجا هست یا نه! چه برسد به اینکه فکر کند فرزند او نیز وارث کسبوکارش خواهد شد. اگر برند شخصی خود را توسعه ندهید ممکن است در تغییرات سریع بازار کار، شغل خود را از دست بدهید و برای مدت زیادی بدون شغل باقی بمانید. به دلیل اینکه افرادی که برند شخصی ضعیفی دارند، یا مهارتی را در خود پرورش ندادهاند و یا اگر درزمینهای توانمند هستند، دیگران از توانایی آنها اطلاعی ندارند.
آیا با توسعه برند شخصیام، در تقابل با برند سازمان و شرکتی که در آن مشغول به کار هستم قرار نمیگیرم؟
مشتریان هر سازمانی دوست دارند برای خرید محصول یا دریافت خدمات، با یک انسان در ارتباط باشند. آنها تمایل ندارند با یک لوگو و نام و نشان تجاری ارتباط بگیرند. بنابراین نقش نیروی انسانی بر سرنوشت هر شرکتی بسیار تأثیرگذار است. هراندازه برند شخصی شما توسعهیافتهتر باشد، ارتباط بهتری با مشتریان برقرار میکنید. بنابراین هم خودتان سود میبرید و هم شرکتی که در آن کار میکنید سود میبرد.
برندینگ شخصی صرفاً مختص به تیم فروش و پشتیبانی شرکت نیست. حتی اگر شما در واحد حسابداری، بازرگانی یا اداری هستید بازهم نیاز به توسعه برند شخصی دارید. شما در سازمانتان هر سمتی داشته باشید بازهم در تعامل با دیگران هستید. فرقی ندارد دیگران، مشتریان شرکت باشند یا پرسنل شرکت. با برندینگ شخصی، تأثیر خوبی روی دیگران میگذارید.
فراموش نکنید که افرادی که دارای برند شخصی قدرتمندتری هستند، توسط مدیران بیشتر دیده میشوند و پاداش و ترفیع بیشتری خواهند داشت.
از ارزشهای برند شرکتی که در آن کار میکنید مطلع شوید!
اگر برند شخصی شما با برند شرکتی که در آن کار میکنید همراستا باشند، سرعت رشد شما بهشدت افزایش مییابد. یک لیست از ارزشهای اخلاقی خود تهیه کنید. سپس یک لیست از ارزشهای اخلاقی شرکتی که در آن کار میکنید تهیه کنید. این لیستها را باهم مقایسه نمایید.
اگر صداقت برای شما ارزش است و در زندگی به هر قیمتی صادق هستید اما شرکت شما با مشتریهای خود صادق نیست، بنابراین این شرکت فضای مناسبی برای رشد شما نیست.
اگر کیفیت برای شما ارزش است، در شرکتی